آخرین اخبار

به حق سید الساجدین، بیمار کربلا، اللهم اشف کل مریض

چند وقتی بود می خواستم یک روز ملاقات مردمی پنجشنبه ها را در گزارشی بیاورم امّا واقعاً فرصت پیدا نکرده بودم، پنجشنبه ها که همه در حوزه انتخابیه می دانند روز ملاقات با مردم است و از ۷/۳/۱۳۹۱ تا کنون به غیر از ۳ پنجشنبه (روز رأی اعتماد به وزرا، عید سعید غدیر و عاشورای […]

اشتراک گذاری
10 آذر 1392
کد مطلب : 11396

چند وقتی بود می خواستم یک روز ملاقات مردمی پنجشنبه ها را در گزارشی بیاورم امّا واقعاً فرصت پیدا نکرده بودم، پنجشنبه ها که همه در حوزه انتخابیه می دانند روز ملاقات با مردم است و از ۷/۳/۱۳۹۱ تا کنون به غیر از ۳ پنجشنبه (روز رأی اعتماد به وزرا، عید سعید غدیر و عاشورای حسینی) تعطیل نشده است و اهمیت گفتگو با مردم برای آقای حاجی آنقدر است که در سفر مقامات اجرایی پنجشنبه ها را نمی پذیرد و هیچ چیز جایگزین این برنامه نمی تواند بشود.

هر دو هفته یک بار صبح ها بین دفتر بخش میمه و دفاتر حبیب آباد و گز به صورت چرخشی ملاقات صورت می گیرد و در دفاتر شاهین شهر، دستگرد و خورزوق و دولت آباد این ملاقات هفتگی است.

به طور متوسط حدود ۱۵۰ نفر در پنجشنبه ملاقات، رو در رو با نماینده شان به گفتگو می نشینند و موضوعاتشان توسط حاجی استماع می شود. معمولاً تیمی از همکاران افتخاری دراین روز مسئول پیگیری هستند که حسب دستور ایشان، موضوع ملاقات کننده را حتی الامکان پیگیر می شوند. اشتغال، وام، سرمایه گذاری، خیریه، ایثارگران، قضایی و … متصدیانی دارد و البته دبیرخانه سیّار برای مکاتبات از نکات برجسته و جالب ملاقات هاست.

امروز پنجشنبه ۷/۹/۱۳۹۲ است. ۶ صبح است نماز می خوانم و به امید خدا راهی می شوم تا در سه راهی دستگرد به حاجی ملحق شویم و به دفتر حبیب آباد برویم. ۷ صبح است و تعدادی ملاقات کننده در این دفتر که مسجد حضرت ابالفضل (ع) شهرک ادیب است و دو هفته یک بار میزبان ملاقات است منتظر هستند.

معمولاً به تناسب در هر روز یکی از مسئولین حضور می یابد تا موضوعات ملاقات کنندگان بخش حبیب آباد را در حد امکان پیگیر باشداین هفته رئیس شورای اسلامی شهر حبیب آباد آمده است. بعضاً به غیر از مردم حبیب آباد، اهالی کمشچه، علی آباد ملا علی، مرغ و دنبی به این دفتر می آیند.

عقربه های ساعت ۸ صبح را نشان میدهد و به سمت شهر گز حرکت می کنیم . شهردار و رئیس شورای اسلامی شهر حضور دارند. ملاقات دراین دفتر پایان می پذیرد و به سمت شاهین شهر می رویم. اینجا به سبب جمعیت زیاد، شلوغ ترین دفتر است. همکاران، ثبت نام از متقاضیان را انجام داده اند و بلافاصله دیدار آغاز می شود….

عده ای وام می خواهند، بعضی به دنبال شغلند، گروهی به دنبال کمک بلاعوض هستند، کسی مشکل قضایی دارد، جانبازی از عدم احراز جانبازیش گله مند است، خانمی از اعتیاد شوهرش و بی اعتنایی به خانواده گله دارد، دختر خانمی از اینکه جهیزیه ندارد احساس سرافکندگی در برابر خانواده شوهرش را عنوان می کند، تعدادی از متقاضیان مسکن مهر از عدم تحویل به موقع خانه هایشان شکایت دارند، پدری به دنبال انتقالی فرزند دانشجویش به محل سکونت است، مادری از دوری محل خدمت سربازی پسرش شاکی است، بازنشسته ای از حقوق معوقه اش می گوید، سرمایه گذاری از همکاری نکردن دستگاه های خدمات رسان برای راه اندازی واحدش گله مند است، مسئول هیأتی از کمبود فضای خیمه اش ناراحت است و زمین برای حسینیه می خواهد، بیماری به دنبال تأمین هزینه درمان است، کشاورزی که دچار خشکسالی شده نگران پرداخت اقساط وام کشاورزی است، مالباخته ای از لزوم تأمین امنیت سخن می گوید، کسی تخفیف عوارض شهرداری می خواهد و آن یکی از تبعیض در خدمت رسانی شهرداری شاکی ست. این ها موضوعاتی غیر از شکایت و اظهار نا رضایتی از دستگاه های اجرایی است….

تنوع موضوعات در این دفتر از همه جا بیشتر است (و البته موارد دیگر که قابل نوشتن نیست) و به همین خاطر در این قسمت آورده ام امّا آقای حاجی با صبری مثال زدنی گوش می دهد و البته به بعضی صادقانه می گوید راهکاری به ذهنم نمی رسد.

وقت اذان ظهر است، از کسی که نوبت ملاقات اوست برای اقامه چند دقیقه ای نماز اجازه می گیرد ….

دیدار مردمی در این دفتر پایان می پذیرد. پس از صرف ناهار که لقمه آخرش همراه با پوشیدن کفش است به طرف شهرستان برخوار به راه می افتیم.

دفتر دستگرد و خورزوق در سه راهی موسوم به این دو شهر جنب سیلابی واقع است و دیدار با ملاقات کنندگان که بیشتر از خوروزق، دلیگان، اسلام آباد، دستگرد و سین به این دفتر می آیند انجام می شود.

ساعت ۱۵:۳۰ به قصد شرکت در مراسم ترحیم مرحوم ذوالفقاری که از نیک نامان شهر خورزوق است به امامزاده سلطان حضرت می رویم و سپس در چند دقیقه باقیمانده تا شروع ملاقات در دفتر دولت آباد در مراسم ترحیم مرحوم فتاحی پدر شهید عباسعلی فتاحی حضور می یابیم.

درخواست کنندگان دیدار در این دفتر هم نماینده خود را رو در رو می بینند و مشکلات خود را مطرح می کنند امّا ذره ای تفاوت در برخورد و خستگی نسبت به اولین دفتر در آغازین ساعات بامداد تا اکنون که غروب آفتاب است در آقای حاجی دیده نمی شود.

نماز مغرب و عشاء را می خوانیم و آهنگ شرکت در یادواره شهدای طلبه و روحانی شهرستان برخوار را می کنیم و به مسجد جامع دولت آباد می رویم.

عقربه های ساعت ۱۹:۳۰ را نشان می دهد و بر اساس روالی که وجود دارد بازدید سر زده از دستگاه های خدمات رسان دردستور کار است بدون اطلاع دادن به مسئولین ذیربط وارد بیمارستان گلدیس شاهین شهر می شویم.

خود را بیمار معرفی می کنیم و نگهبان اجازه ورود به اورژانس را می دهد. مشغول سرکشی هستیم و آقای حاجی از مراجعین درباره نحوه عملکرد کادر بیمارستان می پرسد، به ناگاه کسی او را شناخته و سوپروایزر را خبر می کند. به همراه او در بقیه بخش ها حضور می یابیم و آقای حاجی ضمن عیادت از بیماران و طلب شفا برای آنها به گرمی با آنان به گفتگو می پردازد.

بعضی بیماران زودتر از انکه همراهان، نماینده را معرفی کنند خودشان با خوشحالی عنوان می کنند که وی را می شناسند. از رسانه ای بودن او سخن می گویند و از ابتکارش که سرزده آمده است تا ببیند در جایی که به گفته او در شورای اداری شهرستان نمره خوبی ندارد بر سر مردم چه آورده می شود. در مجموع بیشتر مراجعین و بیماران از پرسنل زحمت کش بیمارستان راضی اند امّا هم پرسنل و هم بیماران از وضعیت فیزیکی، کمبود و نبود تجهیزات و خصوصی شدن بعضی قسمت ها نا راضی و گله مندند.

آقای حاجی طبق روال معمول خوب یادداشت برداری می کند تا از مواردی که از مردم بدون کم و کاست و به صورت مستقیم دریافت کرده است برای تذکر مسئولین استفاده کند.

چند ساعتی است که در بیمارستان هستیم و بعضی از مراجعینی که حضور نماینده را متوجه شده اند خود را به ایشان می رسانند تا مطالب خود را بگویند.

ساعات پایانی شب است کتمان نمی کنم خسته شده ام اما روحیه بالا و خستگی ناپذیری آقای حاجی اجازه نمی دهد حرفی بزنم، خدا را شکر سالم هستم شب شهادت بیمار کربلا حضرت امام سجاد (ع) است با نگاهی به آسمان برای شفای بیماران دعا می کنم و به امید روزی دیگر و تلاشی بیشتر با حاجی خداحافظی می کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *